سفارش تبلیغ
صبا ویژن
[ و ابن جریر طبرى در تاریخ خود از عبد الرحمن پسر ابى لیلى فقیه روایت کرده است ، و عبد الرحمن از آنان بود که با پسر اشعث براى جنگ با حجاج برون شد . عبد الرحمن در جمله سخنان خود در برانگیختن مردم به جهاد گفت : روزى که با مردم شام دیدار کردیم ، شنیدم على ( ع ) مى‏فرمود : ] اى مؤمنان آن که بیند ستمى مى‏رانند یا مردم را به منکرى مى‏خوانند و او به دل خود آن را نپسندد ، سالم مانده و گناه نورزیده ، و آن که آن را به زبان انکار کرد ، مزد یافت و از آن که به دل انکار کرد برتر است ، و آن که با شمشیر به انکار برخاست تا کلام خدا بلند و گفتار ستمگران پست گردد ، او کسى است که راه رستگارى را یافت و بر آن ایستاد ، و نور یقین در دلش تافت . [نهج البلاغه]
باز هم ....... - ادبی
 || مدیریت  ||  شناسنامه  || پست الکترونیــک  ||  RSS  ||
باز هم .......

مهران صبور :: جمعه 86/6/9 ساعت 8:3 عصر

با تمام توان میدوید از بین شاخه های گدم گذشت اما.....

باز هم لبخند میزد.

نوری از شط مروارید عبور کرد.

برق عجیبی بود .

چشمانش هم میدرخشید.

شاید به یاد روزهای آخر افتاده بود.

 


نظر شما چیه؟()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ

تولد
تنها
مادر
باز هم .......
[عناوین آرشیوشده]

About Us!
باز هم ....... - ادبی
مهران صبور
Link to Us!

باز هم ....... - ادبی

Hit
مجوع بازدیدها: 6404 بازدید

امروز: 2 بازدید

دیروز: 9 بازدید

Archive


mordad

links
ریحانه خانم
صریقه خانم
صحبای رضوان
استاد راد
استاد راد
رضوان
رضا راد
آقای بردبار

Search



Submit mail